خودروهای کلاسیکی که زیر آفتاب محله نیاوران در کنار هم قرار گرفتهاند، هرکدام داستانی از گذشته صنعتخودرو و خاطرات نسلهای مختلف را روایت میکنند. گردهمایی خودروهای تاریخی تنها نمایش ماشینهای قدیمی نیست؛ فرصتی است برای دیدن میراثی از طراحی و مهندسی که همچنان برای علاقهمندان جذابیت دارد. خودروهایی که با وجود گذشت سالها از عمرشان، همچنان با صدای موتور، خطوط بدنه و داستان مالکانشان توجه حاضران را بهخود جلب میکنند.
در حاشیه این برنامه، پیام توسل، معاون اجرایی انجمن وسایلنقلیه تاریخی درباره حضور خودروهای دارای پلاک قدیمی توضیح میدهد: «برای تردد خودروهای دارای پلاک تاریخی و قدیمی، مجوزهای لازم از پلیس راهور اخذ شد تا مالکان بتوانند بدون مشکل وارد مجموعه شوند.» وی با اشاره به استقبال خوب شرکتکنندگان اضافه میکند: «با وجود شرایط خاص این روزها، استقبال از این برنامه خوب بود.»
توسل درباره ادامه این رویدادها نیز بیان میکند: «پس از ماه محرم، برنامههای مشابهی در دستور کار داریم.»
جذابیت ماندگار ستاره سهپر
در حاشیه گردهمایی خودروهای تاریخی در مجموعه فرهنگی–تاریخی نیاوران که به همت کانون جهانگردی و اتومبیلرانی و انجمن وسایلنقلیه تاریخی ایران برگزار شد، با یکی از مالکان مرسدسبنزهای کلاسیک حاضر در این رویداد گفتوگو کردیم.
شاهین جوادی، مسئول بخش کلوپ ملی مرسدسبنز ایران که با یک دستگاه مرسدسبنز W۱۰۷ یا همان ۳۰۷ مدل ۱۹۷۳ در این گردهمایی حضور داشت، درباره علاقهاش به این خودرو، روند بازسازی و فضای این رویداد به «دنیای خودرو» میگوید: «در این گردهمایی با مرسدسبنز W۱۰۷ یا همان ۳۰۷ مدل ۱۹۷۳ شرکت کردم.»
وقتی از او میپرسیم چه شد که این خودرو را برای نگهداری و حضور در چنین رویدادهایی انتخاب کرده است؟ با لبخند از علاقه شخصیاش به این اتاق اضافه میکند: «این اتاق را واقعا دوست دارم؛ به نظرم ترکیب جذابی از طراحی کلاسیک و اسپرت است. از طرفی موتور ۸ سیلندر هم دارد که برای علاقهمندان خودرو ویژگی مهمی محسوب میشود. همین ویژگیها باعث شد این مدل را انتخاب کنم.»
جوادی در ادامه به هدف چنین گردهماییهایی هم اشاره میکند: «یکی از دلایل اصلی این دورهمیها دیدار دوباره دوستان قدیمی و فعالان این حوزه است. درعین حال، تبادل تجربه و تکمیل اطلاعات درباره خودروهای کلاسیک هم در چنین فضاهایی اتفاق میافتد و همین موضوع ارزش این گردهماییها را بیشتر میکند.»
وی همچنین درباره نحوه انتخاب خودروهای حاضر در این گردهمایی توضیح میدهد: «طبیعتا خودروهایی که شناسنامه تاریخی مشخصتری دارند و از نظر اصالت در وضعیت بهتری هستند بیشتر جلبتوجه میکنند؛ اما تلاش شده فضا فقط محدود به خودروهای کاملا بینقص نباشد. حتی مالکانی که خودروهایشان هنوز به وضعیت ایدهآل نرسیده هم میتوانند شرکت کنند تا از نزدیک نمونههای بهتر را ببینند و برای بازسازی خودروهای خود الگو بگیرند.»
این مجموعهدار درباره خودرو شخصیاش نیز میگوید: «این خودرو را با قطعات اورجینال بازسازی کردهام. دلیل علاقهام به این اتاق همان ترکیب ظاهر کلاسیک و حس اسپرت آن است. یک کوپه دو در با موتور ۸ سیلندر که در عین حال طراحی خاصی دارد؛ به نوعی میتوان گفت جزو اتاقهای خاص مرسدسبنز محسوب میشود.»
مرسدسبنز از جمله برندهایی است که در ایران همواره محبوب بوده است. از جوادی درباره استقبال از مرسدسهای حاضر در این گردهمایی میپرسیم و وی در پاسخ میگوید: «استقبال واقعا خوب است؛ هم از نظر تعداد شرکتکنندگان و هم بازدیدکنندگان. مرسدسبنزها در این رویداد حضور پررنگی دارند و توجهات زیادی را هم به خود جلب میکنند.»
وی در ادامه توصیهای هم برای کسانی دارد که قصد ورود به دنیای خودروهای کلاسیک، بهویژه مرسدسبنز را دارند: «مرسدسبنز در ایران برند محبوبی است و سابقه طولانی هم در بازار ما دارد.
برای کسی که میخواهد تازه وارد این حوزه شود بهتر است از مدلهای سادهتر و در دسترستر شروع کند؛ بهعنوان مثال اتاقهای W۱۱۵ گزینههای خوبی هستند. البته پیشنهاد من این است که اگر امکانش را دارند یک نمونه سالم و فابریک تهیه کنند؛ چون معمولا از شروع یک پروژه بازسازی کامل بهصرفهتر است. بعد از آن میتوانند به سراغ مدلهایی مثل W۱۲۴ یا W۱۲۶ بروند و در مراحل بعدی سراغ مدلهای خاصتر مثل ۱۰۷ یا کوپهها.»
جوادی درباره واکنش مردم در مواجهه با خودروهای کلاسیک بهویژه خودرو خودش میگوید: «خیلی زیاد پیش میآید که بهخاطر رنگ و طراحی خاصش توجه مردم را جلب میکند. خیلیها در خیابان درباره مدل خودرو، سال ساخت یا اینکه بازسازی شده یا نه سوال میکنند. حتی بعضیها میگویند این خودرو بیشتر شبیه یک اثر کلکسیونی است و جای آن در خیابان نیست. جالب است که گاهی توجه مردم به این خودرو از برخی مدلهای جدید هم بیشتر است؛ چون واقعا به خودروهای کلاسیک علاقه دارند.»
این کلکسیونر با اشاره به اینکه در میان مرسدسهای حاضر در این گردهمایی نیز چند مدل به چشم او بیشتر جلبتوجه میکنند، ادامه میدهد: «به نظر من R۱۰۷ یک خودرو خاص است. همچنین W۱۱۱ کوپه هم از مدلهای بسیار جذاب مرسدسبنز محسوب میشود. در اینجا حتی W۱۱۶ با موتور ۶.۹ لیتری هم داشتیم و نسخههای ۳۵۰ هم حضور داشتند که آنها هم جزو مدلهای خاص بهحساب میآیند.»
جوادی همچنین درباره فعالیتهای کلوپ ملی مرسدسبنز ایران توضیح میدهد: «کلوپ ملی مرسدسبنز حدود سه سال است که فعالیت خود را آغاز کرده و زیر نظر انجمن وسایلنقلیه تاریخی ایران فعالیت میکند. تمرکز اصلی ما بیشتر روی مرسدسبنزهای کلاسیک است؛ هرچند مدلهای مدرن هم حضور دارند، اما واقعیت این است که استقبال از خودروهای کلاسیک بیشتر است و ما هم فعالیت اصلیمان را در همین حوزه دنبال میکنیم.»
درخشش مینیماینر زیر آفتاب نیاوران
در میان خودروهای درخشان و پرجزئیاتی که در گردهمایی خودروهای تاریخی مجموعه نیاوران بهنمایش درآمده بودند، یک خودرو کوچک انگلیسی به رنگ زرد بیش از بسیاری از مدلهای گرانقیمت توجه بازدیدکنندگان را بهخود جلب میکرد؛ مینی ماینری جمعوجور که هرچند دقیقه یکبار حلقهای از علاقهمندان دور آن شکل میگرفت. بعضیها از آن عکس میگرفتند، بعضی با لبخند دست روی سقف کوتاهش میکشیدند و بعضی دیگر بیاختیار از خاطرهای قدیمی میگفتند. مالک این خودرو علی نوری است؛ کلکسیونر و فعال باسابقه خودروهای کلاسیک که بیش از سه دهه از زندگیاش را صرف نگهداری و بازسازی این ماشینها کرده است.
نوری ۵۴ سال دارد و میگوید ۳۴ سال است در حوزه خودروهای کلاسیک فعالیت میکند. تمرکز او بیشتر بر خودروهای انگلیسی و ایتالیایی بوده و در این سالها مجموعهای متنوع از این برندها گرد آورده است. با این حال، در میان همه این نامهای بزرگ، مینی جایگاهی متفاوت دارد؛ جایگاهی که نه صرفا به ارزش فنی یا تاریخی، بلکه به پیوند عاطفی آن با مردم مربوط میشود.
نوری درباره شروع ماجرای مینی در مجموعهاش به «دنیای خودرو» میگوید: «وقتی به ماشینهایی که داشتم نگاه کردم، دیدم جای مینی خالی است. هم خودم به خودروهای انگلیسی علاقه داشتم و هم همیشه از نوجوانی این ماشین را دوست داشتم. همین شد که تصمیم گرفتم یکی تهیه کنم و بازسازیاش را شروع کنم.» اما آن یک دستگاه، پایان ماجرا نبود. تجربه کار با مینی و واکنش مردم باعث شد تعدادشان بیشتر شود. امروز پنج دستگاه مینیماینر در مراحل مختلف بازسازی در اختیار اوست؛ یکی در حال صافکاری، یکی در مرحله رنگ، یکی در انتظار قطعه و دیگری در فرآیند اورهال موتور.
بازسازی اصولی یک خودرو کلاسیک، بهویژه در شرایط ایران، پروژهای کوتاهمدت نیست و نوری دراینباره تاکید میکند: «اگر هدف رسیدن به کیفیت استاندارد باشد، باید صبور بود. یک بازسازی صفر تا ۱۰۰، اگر بخواهد درست انجام شود، حداقل دو سال زمان میبرد. مخصوصا در بخش رنگ نباید عجله کرد. اگر رنگ فرصت کافی برای تثبیت نداشته باشد، بعد از مدتی دچار نشست میشود و روی بدنه موج ایجاد میکند.» بهگفته وی، بازسازی فقط تعویض قطعه نیست؛ فرآیندی است که از آهنگری و صافکاری تا سیمکشی، موتور، تودوزی و جزئیات نهایی را در بر میگیرد.
یکی از چالشهای جدی در این مسیر، تامین قطعات است. برخی قطعات مینی هنوز در بازار جهانی تولید میشوند، اما دسترسی به آنها ساده نیست. بخشی از نیاز از بازار داخلی تامین میشود و بخشی باید از خارج کشور تهیه شود؛ مسیری که گاه زمانبر و پرهزینه است. با این حال، نوری معتقد است نتیجه نهایی ارزش این دشواریها را دارد و دراینباره میگوید: «وقتی ماشین کامل میشود و بعد از ماهها یا سالها دوباره روی چهار چرخ میایستد، تمام خستگیها از بین میرود.»
برخلاف تصور رایجی که خودروهای کلاسیک را صرفا مناسب نمایش میداند، نوری معتقد است اگر بازسازی بهصورت اصولی انجام شود، این خودروها میتوانند کاملا قابل استفاده باشند.
وی میگوید: «در چهار سال گذشته با یکی از مینیهایم حدود ۲۰ هزار کیلومتر رانندگی کردهام.» همین خودرو حتی تجربه حضور در مسابقات رالی کلاسیک را نیز دارد؛ رقابتهایی که به دعوت کمیته رالی برگزار شد و این مینی جمعوجور در آنها موفق شد مقام سوم رالی همدان و مقام پنجم رالی مازندران را به دست آورد.
در کنار فعالیتهای شخصی، نوری مسئولیت کلوپ مینی ایران را نیز برعهده دارد؛ جمعی از علاقهمندان این خودرو کلاسیک که به گفته او بین ۸۰ تا ۱۰۰ عضو دارد. برخی از اعضا مالک مینی هستند و برخی دیگر در حال بازسازی یا جستوجوی نمونهای مناسب برای ورود به این جمع هستند. بهگفته وی، هدف کلوپ صرفا برگزاری گردهمایی نیست، بلکه ایجاد فضایی برای تبادل تجربه و کمک به حفظ و احیای این خودروهاست.
نوری میگوید: «وقتی تجربهها و اطلاعات بین علاقهمندان به اشتراک گذاشته شود، کیفیت بازسازیها هم بالاتر میرود و ماشینهای بیشتری به شکل اصولی دوباره به جاده برمیگردند.»
با این حال، آنچه مینی را از بسیاری خودروهای کلاسیک متمایز میکند، واکنشی است که در میان مردم برمیانگیزد. نوری دراینباره اضافه میکند: «در مجموعهام خودروهایی مثل آلفارومئو ولوچه و مونترال هم دارم که از نظر طراحی و تاریخچه خودروهای بسیار مهمی هستند، اما واکنشی که مینی در خیابان میگیرد چیز دیگری است.»
بهگفته وی، مینی نوعی نوستالژی زنده است؛ خودرویی که نسلهای مختلف با آن خاطره دارند. از کسانی که در جوانی مالک آن بودهاند تا کودکانی که تنها از ظاهر متفاوت و بامزهاش خوششان میآید.
این مجموعهدار با اشاره به اینکه هنگام رانندگی با مینی بارها پیش آمده که رانندگان دیگر برای لحظهای محو تماشای این خودرو شدهاند و حتی لازم بوده با بوق کوتاهی حواسشان را جمع کند، تعریف میکند: «این ماشین لبخند روی صورت مردم میآورد. خیلیها وقتی آن را میبینند، بیاختیار درباره خاطراتشان صحبت میکنند؛ انگار بخشی از گذشتهشان دوباره زنده میشود.» همین ارتباط عاطفی، به گفته وی، باعث شده بسیاری از مالکان پس از خرید اولین مینی، خیلی زود به فکر خرید نمونههای بعدی هم بیفتند.
برای مالک این خودرو کلاسیک، بازسازی مینی صرفا یک پروژه فنی یا حتی یک فعالیت کلکسیونی نیست؛ نوعی احیای خاطره است و دراینباره میگوید: «هر خودرو کلاسیک داستانی پشت خود دارد. وقتی آن را بازسازی میکنیم، درواقع بخشی از تاریخ و خاطره را زنده نگه میداریم.»
شاید بههمین دلیل است که در میان خودروهای پرزرقوبرق یک نمایشگاه کلاسیک، این خودرو کوچک انگلیسی بیش از بسیاری از مدلهای بزرگ و پرقدرت نگاهها را به خود جلب میکند؛ خودرویی که فراتر از فلز و پیچومهره، حامل حسی مشترک است که نسلها را به هم پیوند میدهد.
۵۰ سال همراهی با یک فولکس کلاسیک
در میان خودروهای کلاسیکی که در گردهمایی علاقهمندان خودروهای تاریخی بهنمایش گذاشته شدهاند، یک فولکس قدیمی نیز توجه بسیاری از بازدیدکنندگان را بهخود جلب میکند؛ خودرویی که نهتنها از نظر فنی سالم و سرحال بهنظر میرسد، بلکه داستانی طولانی از همراهی با صاحبش دارد. مالک این خودرو اکبر عدلی، استاد دانشگاه است؛ کسی که بیش از نیم قرن است با این فولکس زندگی کرده و هنوز هم با همان علاقه از آن استفاده میکند.
عدلی در معرفی خود میگوید: «من استاد دانشگاه هستم و حدود ۵۰ سال است که این ماشین را دارم. این فولکس مدل ۱۹۷۰ است و الان نزدیک به ۵۸ سال است که کار میکند. تقریبا تمام سفرهایم را با همین ماشین رفتهام.» برای او این خودرو فقط یک وسیلهنقلیه نیست، بلکه بخشی از خاطرات و تجربههای زندگیاش محسوب میشود.
این کلکسیونر معتقد است فولکسهای کلاسیک دو ویژگی مهم دارند که باعث شده همچنان محبوب و قابل استفاده باقی بمانند؛ مهمترین مزیت این خودروها تامین نسبتا آسان قطعاتیدکی و ایمنی مناسب آنهاست و دراینباره توضیح میدهد: «در دنیا حدود ۶۵ میلیون دستگاه از این فولکسها تولید شده است. همین موضوع باعث شده قطعاتشان هنوز هم پیدا شود و نگهداری از آنها سخت نباشد.»
بهگفته وی، این خودرو طی سالهای طولانی استفاده تنها یک بار دیسک و صفحه تعویض کرده و همچنان بدون مشکل در جادهها حرکت میکند.
یکی از نکاتی که توجه علاقهمندان خودرو را بهخود جلب میکند، نوع سیستم دنده این فولکس است. بسیاری تصور میکنند خودرو دارای گیربکس اتوماتیک مدرن است، اما عدلی توضیح میدهد که سیستم آن با خودروهای امروزی متفاوت است و دراینباره توضیح میدهد: «این ماشین درایو بهشکل خودروهای جدید ندارد؛ اما نوعی سیستم نیمهاتوماتیک دارد که آلمانیها در همان سالها روی این خودروها اجرا کرده بودند.» بهگفته وی، همین طراحی ساده و مهندسی دقیق باعث شده خودرو پس از گذشت دههها همچنان قابل اعتماد باقی بماند.
وقتی صحبت از کارکرد خودرو بهمیان میآید، عدلی نگاه متفاوتی دارد و معتقد است برای چنین خودروهایی کیلومتر چندان تعیینکننده نیست و دراینباره میگوید: «کارایی این ماشین به کیلومتر و سال نیست. حتی اگر کیلومترش چند بار هم بچرخد، چیزی از کارایی آن کم نمیشود. چراکه اگر خودروهای کلاسیک بهدرستی نگهداری شوند، میتوانند سالها بدون مشکل کار کنند.»
برخلاف تصور بسیاری از مردم که خودروهای کلاسیک را بیشتر برای نمایش و نگهداری در گاراژ مناسب میدانند، عدلی از فولکس خود برای سفرهای طولانی استفاده کرده است.
وی که اصالتا اهل لرستان است، میگوید بسیاری از سفرهایش را با همین خودرو رفته است. یکی از خاطرات جالب او مربوط به سفری گروهی با فولکسها بهخارج از کشور است و دراینباره میگوید: «یک بار با ۱۲ دستگاه فولکس تا باکوی آذربایجان رفتیم. حدود ۵ هزار کیلومتر مسیر طی کردیم و جالب این بود که حتی یک تسمه پروانه هم در هیچکدام از ماشینها عوض نشد.»
این کلکسیونر معتقد است تجربه چنین سفرهایی نشان میدهد خودروهای کلاسیک، اگر بهخوبی نگهداری شوند، همچنان میتوانند همراهی مطمئن در جاده باشند. همین تجربهها باعث شده اعتماد او به این خودرو در طول سالها بیشتر شود.
عدلی معتقد است رانندگی با یک خودرو کلاسیک فقط یک تجربه فنی نیست، بلکه نوعی ارتباط احساسی هم ایجاد میکند. بهگفته وی، واکنش مردم هنگام دیدن این خودرو در خیابان همیشه جالب است.
او میگوید: «وقتی با این ماشین در خیابان حرکت میکنم، خیلیها لبخند میزنند؛ فیلم میگیرند یا دربارهاش سوال میکنند. این واکنشها انرژی مثبتی به آدم میدهد.»
مالک این فولکس نوستالژیک معتقد است خودروهای کلاسیک فقط متعلق به صاحبانشان نیستند و باید به عنوان بخشی از میراث فرهنگی حفظ شوند و دراینباره میگوید: «به نظر من این ماشینها ثروت ملی هستند. ما صاحب واقعی آنها نیستیم؛ فقط نگهدارندهشان هستیم تا برای نسلهای بعد باقی بمانند.»
عدلی هر هفته زمانی را برای رانندگی با آن اختصاص میدهد و میگوید: «اگر یک هفته سوار این ماشین نشوم، واقعا حالم خوب نیست. حداقل هفتهای یک بار باید با آن رانندگی کنم.»
در میان خاطرات فراوانی که با این خودرو دارد، یک ماجرا هنوز هم لبخند به لبش میآورد و به خبرنگار «دنیای خودرو» میگوید: «یک بار از شمال برمیگشتیم. حواسم نبود و ماشین روی یک تپه بالا رفت. همسرم جیغ کشید، اما من گفتم نگران نباش، این ماشین چپ نمیشود و به سلامت برگشتیم.»
اما شاید جالبترین داستان به روزی برگردد که این فولکس وارد زندگی او شد. عدلی درباره این اتفاق میگوید: «سال ۱۳۵۸ بود. صبح به همسرم گفتم میخواهم یک فولکس بخرم، اما باور نکرد. همان روز دایی من که میدانست چقدر به این ماشین علاقه دارم، یک فولکس برایم خرید. بعدازظهر با همان ماشین رفتم جلو خانه و گفتم ببین، فولکس خریدم.»
وی با لبخند ادامه میدهد: «آن موقع این ماشین را ۳۰ هزار تومان خریده بودند. همان روز با همسرم رفتیم یک دوری زدیم و از همان زمان این ماشین شد بخشی از زندگی ما.»
برای دکتر عدلی، این فولکس فقط یک خودرو قدیمی نیست؛ همراهی است که در طول دههها در سفرها، خاطرات و لحظههای زندگی در کنارش بوده است. شاید بههمین دلیل است که پس از ۵۰ سال هنوز هم با همان شوق و علاقه دربارهاش صحبت میکند.
